أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
139
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
و قانبوس طلسم ساختهاند . حد آذربايجان ، تا دو رود رس ( ارس ) و كراست در ارمينيه . جاى بيرون شدن رود رس قالىقلاست . سپس از اران بگذرد و نهر اران در آن ريزد سپس از ورثان بگذرد و به برخوردگاه دو رود آيد و بدين گونه با رود كر بر خورد كند . ميان اين دو شهر بيلقان است . سپس اين دو رود بروند تا به درياى گرگان ريزند . رس رودخانهاى شگفت است . در آن چندين گونه ماهى هست . و شور ماهى نيز در آن رود باشد و جز در آن ، در جاى ديگر نباشد . اين ماهى در هر سال ، به هنگامى معلوم بيايد ، چونان ديگر انواع ماهيان دريا و ماهيان قواطع ( مهاجر ) . چه آنها نيز در هنگامهاى معين بيايند . مانند استور * 193 و جراف * 194 و پرستوك ( برستوج ) * 195 زيرا كه اين ماهيان نيز ، از دورترين نقاط ، درياها به بصره آيند . و در آن هنگام ، آب بصره را گوارا يابند . هان كه برستوج از زنگبار به بصره آيد و آب دجلهء بصره را گوارا يابد . اين را همهء دريابانان بدانند . و اينان پندارند كه فاصلهء بصره تا عمان ، از فاصلهء بصره تا زنگبار ( زنج ) بيشتر است . و همانا مردم خطا كردهاند كه پنداشتهاند چين دور تر است . زيرا درياى زنگبار حفيرهاى گود و پهناور است و موجهاى گران خيز دارد ، و بادى سخت توفنده ، و از عمان تا زنگبار دو ماه راه است . ليكن چون دريا ژرف است و باد سخت توفنده است و موجها گران خيز است - و نعمت در شهرهاى زنگبار اندك است « 1 » - و چون دريانوردان بادبان پايين نياورند و با وتر « 2 » راهنوردند نه با قوس « 2 » ، و طوفان * 196 و لنگرگاه * نشناسند روزهايى كه در آن به سوى زنگبار روند نزديكتر ( اندكتر ) است . بدين گونه
--> ( 1 ) - عبارت متن ( ص 296 ) همينسان است كه ترجمه شد . ليكن ظاهرا يا تصحيفى در آن است يا جمله معترضه است . ( 2 ) - مقصود از وتر ، وتر هندسى است و آن خطى است كه دو طرف قوى را به هم مىپيوندد و از قوس كمتر است . رك : الحيوان جاحظ ، ج 3 ص 262 - پايصفحه .